باتلاق گاوخونی ، داستان آخرین فلامینگو …

باتلاق گاوخونی را دوست داشتم همیشه به نامی که میشناسندش ، باتلاق صدا بزنم  ، نه تالاب گاوخونی (که البته شاید علمی تر باشد) . بیشترین تصویری که از باتلاق گاوخونی در ذهنم مانده ، عکسی است که بیژن دره شوری از بالا از گله ی پر تعداد  فلامینگوها در حال پرواز  بر فراز باتلاق گاوخونی گرفته ، تصویری جاودانه که هرگز تکرار نخواهد شد .

مرگ باتلاق گاخونی از روزی که چهار محال و بختیاری ۳۵۰ پمپ آب در بالادست رودخانه زاینده رود احداث کرد یا احداث خط لوله انتقال آب زاینده رود با ظرفیت ۱۰۰۰ لیتر بر ثانیه به استان یزد آغاز نشد ، از روزی که خشکسالی های پی در پی رمق زاینده رود را گرفتند  هم شروع نشد ، روزی که در سال ۱۳۴۹ سد زاینده رود به بهره برداری رسید ، آغاز پایان باتلاق گاوخونی بود . چون مانند بسیاری از دیگر تالاب ها مسئولین همیشه به باتلاق گاوخونی به عنوان جایی که محل هدر رفت آب بود نگاه میکردند . از همین رو همان ابتدا هم حق آبه ای برای باتلاق گاوخونی در نظر نگرفتند .

تاریخچه …
در مورد اسم باتلاق گاوخونی حرف و حدیث بیشمار است . یک از نقل قولها این است که اسم تالاب به خاطر شکارچیانی که به دنبال شکار گورخر  در باتلاق فرو رفتند گورخونی بوده که بعد تبدیل به گاوخونی شده است . نقل دیگر این است که گاوهای محلی ها موقعی که به چرا در مراتع اطراف باتلاق میرفته اند صدا میکرده اند که در نتیجه اسم گاو خوان و سپس گاو خون برای باتلاق انتخاب شده است .( به معنای گاو خانه هم بوده )  . من جایی را در تالاب ندیده ام که بتواند کسی را غرق کند ( بیشترین عمق باتلاق یک و نیم متر است ) و بستر باتلاق نسبتا محکم است .
باتلاق گاوخونی با شهر اصفهان ۱۶۷ کیلومتر  فاصله دارد و در حاشیه شهر ورزنه قرار دارد . ورزنه جای جالبی است که مردمش هنوز چادرهای سپید بر سر میکنند .

در مورد حیات وحش و وضعیت کلی این منطقه باید گفت که باتلاق گاوخونی یکی از مهمترین تالابهای کنوانسیون رامسر است که در سال ۱۹۷۱ در این فهرست به ثبت رسیده است . تا دهه ۱۳۴۰ که در برخی مناطق استان گورخر وجود داشته ، در منطقه باتلاق گاوخونی هم  گورخر زیست میکرده و این منطقه یکی از مهمترین زیستگاههای گور در سراسر استان بوده است . بعدها در کوههای مجاور منطقه هم حیات وحش کوه زی خوبی زیست میکرد ضمن آنکه جنگلهای گز حاشیه تالاب محل مناسبی برای زیست آهو بود که بعد از خشکسالی هر دو نابود شدند ، جنگلها به دلیل آتش سوزی و آهو ها توسط شکارچیان .
تا سالهای ابتدایی دهه های شصت و حتی بعد از آن  گزارشهای جسته گریخته ای از وجود یوزپلنگ در باتلاق گاوخونی وجود دارد ، ولی هیچ وقت گزارش مستندی از یوز در منطقه بدست نیامد .
اما همه اینها چیزی نیست که باتلاق به آن افتخار میکرد . افتخار تالاب از اوایل پاییز با کوچ هزاران پرنده که در سالهای اوج تالاب به یکصد هزار قطعه هم میرسید شروع می شود . فلامینگو، اردک‌ مرمری‌، آنقوت‌، تنجه‌، غاز خاکستری و چندین نوع پرنده دیگر و پرندگان شکاری هر سال به تالاب می آمدند . این روند تا سالهای دهه  هفتاد هنوز علی رغم اخداث سد زاینده رود ادامه داشت . مساحت تالاب تا ۷۰ هزار هکتار هم میرسید اما کم کم ، در طول مسیر زاینده رود آبی که به باتلاق میرسید ،  به سمت زمینهای کشاورزی تغییر مسیر داد و فقط فاضلاب کارخانجات و پس اب زهکش های زمین های کشاورزی در طول مسیر  زاینده رود بود که به باتلاق گاوخونی میرسید .

هر کس سهم خود را از تالاب برداشت میکرد . مدیران هم با توجه به اینکه آب ورودی تالاب  هرز رفته محسوب میشد این اقدام را تشویق میکردند ، تا اینکه کار به جایی رسید که حتی در سالهایی با بارندگی مناسب عملا تمام آب زاینده رود قبل از ورود به تالاب روی زمین های کشاورزی بر میگشت و چیزی به نام حق آبه برای باتلاق گاوخونی به ذهن کسی خطور نمیکرد .
هیچ اکوسیستمی از لحاظ ارزش های اقتصادی و تنوع زیستی یارای برابری با تالابها را ندارد ، اما این یک سوی سکه است . تالابها به شدت تحت تاثیر عوامل بیرونی هستند و مدیریت آنها ، شامل مدیریت زمین های کشاورزی اطراف تالاب ، کنترل سیستم دفع فاضلاب کارخانجات طول مسیر حوزه آبریز ، تعیین حق آبه تالاب از حوزه آبریز تالاب ، مدیریت سدهای طول مسیر و صدها فاکتور دیگر است . در کشور ما در خوشبینانه ترین شرایط باید اعتراف کنیم سازمان محیط زیست هیچ اهرمی برای کنترل این عوامل ندارد و معمولا تنها به حفاظت محیطی تالاب و مدیریت جزیره ای در این مورد می پردازد . این مسئله در بلند مدت تمام تالاب های ایران را که به شدت وابسته به عوامل بیرونی نظیر آب ورودی هستند را  دستخوش تغییرات جدی خواهد کرد .
همین اتفاق عینا برای باتلاق گاوخونی  به وقوع پیوست به جز اینکه در طول سالهایی که باتلاق (تالاب ) گاوخونی در فهرست کنوانسیون رامسر به ثبت رسید سازمان محیط زیست اصفهان در اقدامی تعجب برانگیز حتی یک منطقه شکار ممنوع ساده نیز در این منطقه به ثبت نرساند ! و تنها گشتهای سیار سازمان گاهی به این منطقه سر میزدند .

میخ آخر تابوت باتلاق گاوخونی …
هنگامی که تالاب رو به خشکی رفت ، یک پرونده خاک خورده قدیمی از سوی مسئولین محلی بیرون کشیده شد . جاده ورزنه – یزد . سالها مردم محلی از جاده خاکی حاشیه تالاب به یزد رفت و آمد داشتند . همیشه آسفالت این جاده یکی از خواسته های مردم محلی بوده است . ورزنه یک شهر بن بست است . به همین دلیل اقتصاد چندان پررونقی ندارد .  احداث جاده ای که مسیر یزد را کوتاهتر کند خونی تازه در رگهای اقتصاد بیمار ورزنه است .
جالب اینکه چند وقت پیش هنگامی که شرکتی خواستار بهره برداری معدنی از کوه سیاه ، تک کوه زیبایی نزدیک تالاب بود ، با اعتراض شدید مردم محلی روبرو شد  (چون منفعتی برای مردم محلی نداشت ) ، اما اکنون که جاده قلب تالاب را هدف گرفته است ، هیچ اعتراضی به گوش نمیرسد .  واقع بینانه است ، تالاب نزدیک یک دهه است که جز بیابانی لم یزرع ، چیزی برای مردم محلی  به ارمغان نیاورده است . به یمن جلوگیری از رسیدن حق آبه باتلاق گاوخونی ، چند سالی است که باتلاق خان گسترده خود را برچیده است .  حال که تالاب خشک شده بهترین فرصت برای مسئولین جاده دوست بود تا نام نیکی برای خود پیش مردم محلی جای بگذارند و البته اگر واقع بین باشین این خواست مردم محلی است .
باتلاق گاوخونی طی سالها میتوانست منبع در آمد خوبی برای مردم باشد . آثار باستانی پر شمار حاشیه باتلاق میتوانست گردشگران بسیاری را به باتالاق(تالاب ) گاوخونی بکشاند  ، حضور علاقه مندان به طبیعت ، کویر نوردی ، اکوتوریست هایی که برای دیدن پرندگان می آیند  ، سهیم کردن مردم در درآمد پروانه شکار همه و همه میتوانست به مردم ثابت کند تالاب به نفع آنهاست همانطور که به نفع پیشینیانشان بوده است . اما مردم از یکنواختی و بن بستی ورزنه خسته اند  . گردشگری به ورزنه نمیرود  و اقتصاد بی رونق است همه به انتظار جاده اند . جاده ای که از تالابی خشک شده می گذرد .  پرونده جاده را بیرون کشیدند یک جای خالی توی بایگانی درست شده جایی برای پرونده باتلاق (تالاب ) گاوخونی که باید بایگانی شود ، برای همیشه .

آخرین فلامینگو  …
آخرین باری که تالاب رفتم  سال گذشته بود ، ماشین آلات راهسازی بعد از ورزنه همه جا بودند . هنوز فصل مهاجرت تمام نشده بود .  در کنار یک از برکه های باقیمانده از تالاب  صبحانه دلچسبی با سر بوته های ریخته روی زمین درست کردیم . یک گله ۲۰ تایی فلامینگو در برکه مانندی همان نزدیکی بودند . ماشینی از روبرو می آمد ، ۱۰۰ متر جلوتر از ما یکی از سر نشینان پیاده شد و تیری انداخت  ، بعد از کنارمان رد شدند  و دستی تکان دادند . جلوتر که رفتیم یک فلامینگو را زده بودند و لاشه اش آن سوی آب روی سطح آب شناور بود . طنز جالبی بود ، بدرقه خوبی بود از آخرین فلامینگو های باتلاق (تالاب ) گاوخونی . بر که گشتیم  ماشین آلات راه سازی هنوز کار میکردند .

منبع: پلنگ زخمی

۶ دیدگاه برای “باتلاق گاوخونی ، داستان آخرین فلامینگو …”

setare آذر ۱۹ام, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۴ ب.ظ

سلام به شما دوست عزیز.
خسته نباشی
وب خوبی داری
من یکی از اهالی شهر ورزنه هستم
واقعا نابودی تالاب برای همه دردناک است
ای کاش به روز اول باز میگشت
حیف و صد حیف

ezhieh دی ۷ام, ۱۳۸۹ در ۱:۴۲ ق.ظ

salam.vebloge khobi dari. movafagh bashid.
az ezhieh…

آشنا اسفند ۲ام, ۱۳۸۹ در ۷:۲۵ ب.ظ

سلام

وبلاگ خوبی دارید
موفق باشید

از طرف یک کورونی

گمنام اسفند ۲۵ام, ۱۳۸۹ در ۸:۲۶ ق.ظ

هم منطقه‌ای محترم ستاره
این موضوع بر میگرده به عدم پیگیری هممون خصوصاً من و شما ، خصوصاً فرمانداری محترم شهر ورزنه شورای محترم شهر ورزنه و دیگر شهرهای منطقه ولی ما نباید بنشینیم و نظاره گر باشیم همین الان شروع کنیم راسی خود من و شما تا حالا قلم به دست شدیم تا حالا نسبت به انعکاس این موضوع و ایجاد حساسیت آیا مکاتبه‌ای با اداره منابع طبیعی داشتیم و در پایان اینا بگم تا مطالبه نکنیم کسی به دادمون نمیرسه .

جنبش عدالتخواهی منطقه جنوب شرق فروردین ۱۵ام, ۱۳۹۰ در ۱۱:۵۴ ق.ظ

جنبش عدالتخواهی منطقه جنوب شرق

مرگ بر بی عدالتی

نمیدانم غیرت مسوولان اصفهان کجا رفته غیرتشون کجا رفته که حقابه قانونی منطقه را به شهرهای اطراف بذل و بخشش کردن .غیرتشون کجا رفته که اینگونه به مردم استان ظلم می کنند.

غیرتشون کجا رفته که زاینده رود را خشکوندن و تو سایتشون لوگو زاینده رود با آب میذارن غافل از اینکه زاینده رود به خاطر بی غیرتی آقایون خشکیده.غیرتشون کجا رفته که مردم شرق و جنوب شرق اصفهان تو فقر دست و پنجه نرم کنن و نماینده‌ های بی غیرتشون بعد از بذل و بخشش حقابه ای که حتی مهریه زنان منطقه بوده ، بعد از ۱۰ سال حالا تو ۷۰۰ متری دنبال آب میگردند واقعاً اف بر شما نمایندگان بی غیرت واقعاً تاریخ اصفهان درباره بی لیاقتی شما چه خواهد نوشت.دیگه زاینده‌رود هم از بی غیرتیتون به ستوه اومده .

بیدار شین و خودتون را به خواب نزنین قبل از اینکه مردم سراغتون بیان .آیا چیزی دیگه هم مونده که بخاین به این ور و اون ور بذل و بخشش کنین .ننگ بر ما که چونان نماینده‌گان بی غیرتی چون شما داریم. ننگ بر اینهمه بی عدالتی.

اجی کوچیکه خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۳ در ۳:۵۹ ب.ظ

یه خال عکس هانه بخدا یسون گوآدم حوصلش سرکوشوه

پاسخ دهید

دیدگاه شما


بهینه سازی پوسته : پک سنتر
آماده شده توسط : ماندگار وب